واحدة مرة
🌐 یک بار
دیکشنری عربی به فارسی
📌 یکی یک بار
📌 یکی در آن واحد
جمله سازی با واحدة مرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قابلته واحدة مرة في المطار، لكنه لم يتذكرني عندما التقيته لاحقًا في السوق.
یک بار او را در فرودگاه دیدم، اما وقتی بعداً در بازار دیدمش، مرا به خاطر نیاورد.
💡 أعطاني شخص واحدة مرة عندما تخلت زوجتي عن كونها أمّاً مثالية لفترة.
یه بار یه نفر یکی بهم داد، اونم وقتی که همسرم برای مدتی از مادر کامل بودن دست کشید.
💡 لا تكفي واحدة مرة في التعلم، لأن المهارة لا تكتمل إلا بالممارسة المتواصلة.
یک بار برای یادگیری کافی نیست، زیرا مهارت فقط از طریق تمرین مداوم کامل میشود.
💡 عودة روح واحدة مرة أخرى إلى ربها
یک نفس به سوی پروردگارش بازمیگردد
💡 ركبت واحدة مرة في رحلة مدرسية، لكنها أول مرة أركبها معك.
یه بار تو اردوی مدرسه سوار یکیش شدم، ولی این اولین باره که با تو سوارش میشم.
💡 حاولت واحدة مرة ثم أدركت أن الطريقة تحتاج إلى تعديل قبل أن أكرر المحاولة.
من یک بار آن را امتحان کردم، سپس متوجه شدم که قبل از اینکه دوباره امتحان کنم، باید روش را اصلاح کنم.