واجبا
🌐 وظیفه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 وظیفه
📌 الزام
📌 تکالیف
📌 کار روزمره
📌 واجب الوجود
📌 به دلیل
جمله سازی با واجبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأى الطبيب أن متابعة العلاج واجبا لا يجوز تأجيله.
دکتر معتقد بود که ادامه درمان وظیفهای است که نمیتوان آن را به تعویق انداخت.
💡 المدعي عليه قد تعمدت الصمت عندما كان واجبا الكلام.
متهم عمداً سکوت کرد، در حالی که باید صحبت میکرد.
💡 وأصبح واجبا علينا أن نخصص موارد ضئيلة من ميزانياتنا للدفاع عن وحدة أراضينا.
وظیفه ما شده است که بخش کوچکی از بودجه خود را برای دفاع از تمامیت ارضی خود اختصاص دهیم.
💡 أصبح التعاون بين الجيران واجبا عند وقوع الأزمات والكوارث.
همکاری بین همسایگان هنگام وقوع بحرانها و بلایا به یک وظیفه تبدیل میشود.
💡 يعد الصدق واجبا في التعامل مع الناس في كل الظروف.
صداقت در برخورد با مردم در هر شرایطی یک وظیفه است.
💡 ثم السفر إلى البلاد لن يصبح واجبا ثقيلا.
آنگاه سفر به آن کشور دیگر یک تعهد سنگین نخواهد بود.