استطع

🌐 من توانستم.

این صورت به احتمال زیاد ناتمام یا مخففِ «استطعْ» است و از ریشه «استطاع / يستطيع» می‌آید، یعنی «توانستن». اگر به‌صورت امری یا بریده نوشته شده باشد، می‌تواند اشاره به «بکوش / بتوان / اقدام کن» داشته باشد، اما به‌تنهایی شکل استاندارد و کاملی نیست. در کاربرد کلی، به مفهوم «قدرت داشتن» یا «توانایی انجام دادن چیزی» نزدیک است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 من نتونستم.

📌 توانسته است

📌 ناتوان

جمله سازی با استطع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لم استطع النومَ بسبب الضجيج الذي استمر حتى منتصف الليل.

از سر و صدایی که تا نیمه شب ادامه داشت، نتوانستم بخوابم.

💡 حاولت أن استطع فهم الرسالة، لكن النص كان معقدًا ويحتاج إلى إعادة قراءة.

سعی کردم پیام را بفهمم، اما متن پیچیده بود و نیاز به دوباره خوانی داشت.

💡 قال إنه لم استطع الحضور، لأنه كان ملتزمًا بموعد آخر مهم.

او گفت که به دلیل داشتن یک قرار ملاقات مهم دیگر، نمی‌تواند در آنجا حضور یابد.

💡 ‬كتلة ِمن األشجان‬ ‫و ُ‬ ‫وقعت على قلبي ولم استطع أن أزحزحها فأصبحتُ‬ ‫سنك ُحزني بل‬ ‫أتعايش معها‪.

انبوهی از غم بر قلبم فرود آمد و نتوانستم آن را تکان دهم، پس من همسن غم خود شدم، بلکه با آن زندگی می‌کنم.

💡 لم استطع الوصول في الوقت المناسب بسبب الازدحام الشديد في الطريق.

به دلیل ترافیک سنگین جاده نتوانستم به موقع برسم.

کلمات مرتبط