هامشي
🌐 حاشیهای
صفت (adjective)
📌 حاشیهای
📌 حاشیه
📌 محیطی
📌 حاشیهنشین
📌 حاشیه دار
جمله سازی با هامشي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هذا تعليقٌ هامشي لا يؤثر في الفكرة الرئيسة للمقال.
این یک نظر جزئی است که بر ایده اصلی مقاله تأثیری ندارد.
💡 اعتبره المحاضر مثالًا هامشي يفيد في التوضيح فقط.
مدرس آن را یک مثال حاشیهای دانست که فقط برای روشن کردن نکته به کار میرود.
💡 وبعد عنها ومسح دموعه وحضن وشها بكفوفه وقال بحنان : أنا هامشي دلوقت.
از او فاصله گرفت، اشکهایش را پاک کرد، صورتش را در دستانش گرفت و با مهربانی گفت: الان میروم.
💡 غالبًا ما يرفض النقاد الاندماج البارد كعلم هامشي لا تطبيقات حقيقية له.
منتقدان اغلب همجوشی سرد را به عنوان یک علم حاشیهای و بدون هیچ کاربرد واقعی رد میکنند.
💡 أضفتُ رأيًا هامشي في نهاية التقرير كي لا يخرج عن الموضوع.
برای اینکه از موضوع اصلی خارج نشوم، در انتهای گزارش یک نظر حاشیهای اضافه کردم.
💡 لقد حصلت على ربح هامشي من عملها الجانبي هذا الشهر.
او این ماه از شغل دومش سود ناچیزی به دست آورد.