نمور

🌐 ببرها

«نمور» در عربی می‌تواند به‌عنوان جمعِ نَمِر به معنی «ببر / پلنگ‌مانند، پلنگ‌ها» به‌کار برود، هرچند در فارسی هم به‌صورت واژه‌ای آشنا دیده می‌شود. از نظر ریشه و ساخت، بیشتر نامی برای حیوان درنده و راه‌راه است و در استعمال ادبی گاهی برای اشاره به خصلت درندگی، چابکی یا هیبت نیز می‌آید. اگر در متنی خاص آمده باشد، باید بافت جمله بررسی شود تا معلوم شود منظور حیوان است یا صفتی مجازی.

اسم (noun)

📌 ببر

📌 پلنگ

جمله سازی با نمور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يقرأ الأطفال قصص نمور الشجاعة قبل النوم، لأنهم يحبون الأبطال الذين لا يخافون من المخاطر.

کودکان قبل از خواب داستان ببرهای شجاع را می‌خوانند، زیرا آنها عاشق قهرمانانی هستند که از خطر نمی‌ترسند.

💡 في الحديقة الوطنية تعيش نمور نادرة تحتاج إلى حماية دائمة من الصيد والتعدي على موطنها الطبيعي.

در پارک ملی، ببرهای نادری زندگی می‌کنند که نیاز به حفاظت مداوم در برابر شکار و تجاوز به زیستگاه طبیعی خود دارند.

💡 وقد ضبطنا جلود ثلاثة نمور وخمس بنادق وذخيرة.

ما پوست سه ببر، پنج تفنگ و مهمات را توقیف کردیم.

💡 ، مثل الباندا تعيش نمور الثلج المرقطة البالغة حياة انعزالية جدا.

مانند پانداها، پلنگ‌های برفی بالغ زندگی بسیار انفرادی دارند.

💡 وحين يتصل الأمر بتربية أطفالنا، فإننا نحتاج إلى نمور أقل والمزيد من الأفيال.

وقتی صحبت از بزرگ کردن فرزندانمان می‌شود، به ببرهای کمتر و فیل‌های بیشتر نیاز داریم.

💡 في الصحراء البعيدة رأيت نمور ًا تتحرك بين الأشجار، فشعرتُ أن الطبيعة ما زالت تحتفظ بسرّها القديم.

در بیابان دوردست، ببرهایی را دیدم که در میان درختان حرکت می‌کردند و احساس کردم که طبیعت هنوز راز باستانی خود را حفظ کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران