نقض

🌐 وتو

«نقض» به معنای «شکستن، برهم زدن، فسخ کردن، بی‌اعتبار کردن، یا نقض کردن» است. این واژه در حقوق، پیمان‌ها، قراردادها، و نیز در بحث‌های منطقی و استدلالی به کار می‌رود؛ مثلاً نقض عهد یعنی شکستن پیمان، و نقض حکم یعنی بی‌اثر کردن یا لغو آن.

فعل (verb)

📌 وتو

📌 لغو کردن

📌 واژگون کردن

📌 استراحت

اسم (noun)

📌 کسر کردن

📌 نکوهش

صفت (adjective)

📌 واژگون شده

📌 معکوس شده

جمله سازی با نقض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التزم القوم بميثٰقهم بعد أن تعاهدوا على نصرة الضعيف وعدم نقض العهد.

مردم پس از آنکه متعهد شدند از ضعیفان حمایت کنند و پیمان شکنی نکنند، به پیمان خود پایبند ماندند.

💡 رفضت الإدارة نقض الاتفاق لأن الطرفين وقّعا عليه بشكل رسمي.

دولت از لغو توافق‌نامه خودداری کرد زیرا هر دو طرف رسماً آن را امضا کرده بودند.

💡 قدم المحامي نقض الحكم أمام المحكمة العليا لوجود أخطاء قانونية واضحة.

وکیل به دلیل وجود خطاهای واضح قانونی، از حکم صادره در دیوان عالی کشور تجدیدنظرخواهی کرد.

💡 إن نقض العهد ليس من صفات الإنسان المسؤول ولا من أخلاقه الحسنة.

خلف وعده نه از ویژگی های یک فرد مسئولیت پذیر است و نه با اخلاق حسنه آنها سازگار.

💡 ‫هول الوحدة األخير نقض اآلن والهنا‬ ‫وجمع ملكات الغائب‪.

وحشت نهایی وحدت، اینجا و اکنون را نفی کرد و غایبان را گرد هم آورد.

💡 ‬سيحصل ما قلته تماما ولكن لن‬‫يطول األمر حتى نقض ي على الخاطفين ونظهر للعالم أن العباس وأبويه على‬ ‫قيد الحياة‪.

چیزی که گفتی دقیقاً اتفاق خواهد افتاد، اما بیایید آن را طولانی نکنیم تا زمانی که آدم‌ربایان را از بین ببریم و به دنیا نشان دهیم که عباس و والدینش زنده هستند.

💡 ‬كلمة الكوو نافذة ونهائية وقراره حكم‬ ‫سرا‬ ‫قضاء بدون استئناف أو نقض‪

کلام قاضی قطعی و لازم‌الاجرا است و رأی او حکم دادگاه است و قابل تجدیدنظر یا نقض نیست.

کلمات مرتبط