نفخة

🌐 پف

«نفخة» به معنی یک بار دمیدن، یک فوت، یا یک نوبت از دمِ هواست. در متون عربی گاهی برای «نفخۀ صور» هم به‌کار می‌رود، یعنی دمیدن در شیپور یا صور.

اسم (noun)

📌 پف

📌 زمزمه

📌 نفس

📌 سوت

جمله سازی با نفخة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمعنا نفخة قوية من المضخة عند ملء الإطار.

هنگام پر کردن لاستیک، صدای بلندی از پمپ شنیدیم.

💡 ظهرت نفخة خفيفة في وجهه بعد التعرض للدخان.

بعد از قرار گرفتن در معرض دود، پف خفیفی روی صورتش ظاهر شد.

💡 ‬و مثل آدم عندما فتحت عينيه نفخة ال صار ينظر مستغرب ًا كلّ ما يراه ‪.

و مانند آدم، آنگاه که دم خدا چشمانش را گشود، با شگفتی به هر آنچه می‌دید نگریست.

💡 حتى في سن مبكرة، روزا لديه نفخة في القلب.

حتی در سنین پایین، رزا سوفل قلبی دارد.

💡 احتاج الطبيب إلى فحص نفخة في الصدر بعد أن اشتكى من ضيق التنفس.

پزشک پس از شکایت بیمار از تنگی نفس، نیاز به بررسی سوفل قفسه سینه داشت.

💡 زفرت نفخة من الإزعاج عندما طال الاجتماع أكثر من اللازم.

وقتی جلسه خیلی طولانی شد، آهی از روی ناراحتی بیرون داد.

کلمات مرتبط