نعومة

🌐 نرمی

نعومة یعنی «نرمی، لطافت، ظرافت»؛ این واژه برای توصیف چیزی که زبر و خشن نیست، مانند نرمی پوست، لطافت پارچه، یا حتی لطافت رفتار و سخن، استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 نرمی

📌 صاف

📌 صافی

📌 ظرافت

📌 حساسیت

جمله سازی با نعومة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يحتاج هذا الشعر إلى عناية خاصة للحفاظ على نعومة ملمسه طوال الوقت.

این مو برای اینکه همیشه بافت صافی داشته باشد، به مراقبت ویژه نیاز دارد.

💡 عندما ابتسمتِ، بدت شفتاک أكثر نعومة وراحة.

وقتی لبخند می‌زنی، لب‌هایت نرم‌تر و راحت‌تر به نظر می‌رسند.

💡 أصبحت اصوافها أكثر نعومة بعد أن اعتنى المزارع بها طوال الموسم.

پشم او پس از اینکه کشاورز در طول فصل از او مراقبت کرد، نرم‌تر شد.

💡 ‫أنا من ذ نعومة أظافري كان حلمي أن أصير كاتبة.

از وقتی خیلی کوچک بودم، رویای من نویسنده شدن بود.

💡 ‬ثم األخطر من ذلك‬ ‫اكتشافي ان هناك أفكار مضللة قد تغرز بالشخص منذ نعومة اظافره‬ ‫ويشب على تشربّها‪

و اما خطرناک‌تر از آن، کشف من این است که ایده‌های گمراه‌کننده‌ای وجود دارند که می‌توانند از سنین بسیار پایین به فرد القا شوند و او با جذب آنها بزرگ شود.

💡 بدت شفتيک أكثر نعومة بعد استخدام هذا المرهم.

بعد از استفاده از این پماد، لب‌هایتان نرم‌تر به نظر می‌رسید.

💡 يفضّل بعض الحرفيين العمل بـ الصوف من السلالات المحلية لأنه أكثر نعومة وجودة.

برخی از صنعتگران ترجیح می‌دهند با پشم نژادهای محلی کار کنند زیرا نرم‌تر و باکیفیت‌تر است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران