نظيفة

🌐 تمیز

«نظيفة» نیز به‌معنای پاک، تمیز و آراسته است و در زبان عربی بیشتر صورت مؤنث صفت «نظیف» محسوب می‌شود. این واژه برای توصیف چیزها یا اشخاص مؤنث‌گونه یا اسمی که مؤنث محسوب می‌شود به‌کار می‌رود. در فارسی هم معمولاً آن را به «تمیز» یا «پاکیزه» ترجمه می‌کنند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تمیز

📌 پاک کننده

📌 مرتب

📌 تمیز شده

📌 بکر و دست نخورده

جمله سازی با نظيفة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وُضِعت الكتب غلفا بلاستيكية شفافة لتبقى نظيفة طوال العام الدراسي.

کتاب‌ها در پوشش‌های پلاستیکی شفاف قرار داده شدند تا در طول سال تحصیلی تمیز بمانند.

💡 وضعت الأم ملاءة نظيفة على السرير قبل وصول الضيوف.

مادر قبل از رسیدن مهمان‌ها، ملحفه‌ای تمیز روی تخت انداخت.

💡 يجب أن تكون مراحض المدرسة نظيفة ومجهزة بشكل دائم.

سرویس بهداشتی مدارس باید همیشه تمیز و مجهز باشد.

💡 لا تغبروا ملابسكم الجديدة قبل المناسبة، فقد تحتاجونها نظيفة هذا المساء.

قبل از مراسم، لباس‌های نویتان را گردگیری نکنید، ممکن است امشب لازم باشد آنها را تمیز کنید.

💡 اشترت الأم عباءةً نظيفة لتلبسها ابنتها في مناسبة العيد.

مادر برای دخترش یک عبای تمیز خرید تا به مناسبت عید بپوشد.

💡 حجرتی نظيفة ومضيئة، لذلك أفضل الدراسة فيها كل مساء.

اتاق من تمیز و روشن است، بنابراین ترجیح می‌دهم هر شب در آن درس بخوانم.

💡 حافظ على وثيابک نظيفة ومرتبة، فالمظهر الجيد يعكس الاحترام للنفس وللآخرين.

لباس‌هایتان را تمیز و مرتب نگه دارید، زیرا ظاهر خوب نشان‌دهنده احترام به خود و دیگران است.

💡 ارتدى العامل كُنْدُورَة نظيفة قبل دخول المصنع.

کارگر قبل از ورود به کارخانه، یک کلاه تمیز به سر داشت.

💡 يدك نظيفة بعد غسلها جيدًا بالماء والصابون.

دست شما پس از شستشوی کامل با آب و صابون تمیز است.

💡 كانت السماء نظيفة بعد المطر، فبدت المدينة أكثر جمالًا وإشراقًا.

آسمان پس از باران صاف بود و شهر زیباتر و روشن‌تر به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط