نظيف
🌐 تمیز
صفت (adjective)
📌 تمیز
📌 پاک کننده
📌 واضح
📌 به طور تمیز
📌 تازه
📌 تمیز شده
📌 بی عیب و نقص
📌 مرتب
جمله سازی با نظيف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واري الجرح جيدًا بضماد نظيف حتى لا يتعرض للعدوى.
برای جلوگیری از عفونت، زخم را به خوبی با یک باند تمیز بپوشانید.
💡 يحتاج الدجاج إلى عناية جيدة وماء نظيف حتى ينمو بسرعة وبصحة سليمة.
مرغها برای رشد سریع و سالم به مراقبت خوب و آب تمیز نیاز دارند.
💡 إنه نظيف جدا وفيه قلة من املتسوقين في وقت الظهيرة.
خیلی تمیز است و ظهرها خریدار کمی دارد.
💡 ووجدوا المنزلَ قديمًا لكنه نظيف ومرتب من الداخل.
آنها خانه را قدیمی، اما داخل آن را تمیز و مرتب یافتند.
💡 كان مدخل القرية ضيقًا لكنه نظيف ومزدانًا بالأشجار على الجانبين.
ورودی روستا باریک اما تمیز بود و دو طرف آن با درختان آراسته شده بود.
💡 جمعت الجدة التمر كحبات في وعاء نظيف قبل تقديمه للضيوف.
مادربزرگ قبل از اینکه خرماها را برای مهمانان سرو کند، آنها را در یک کاسه تمیز جمع کرد.
💡 كان الممر ضيقًا لكنه نظيف ومضاء جيدًا في الطابق القديم من المبنى.
راهرو باریک اما تمیز و روشن در طبقه قدیمی ساختمان قرار داشت.
💡 في الإسعاف الأولي، تضمد المنطقة المصابة بضماد نظيف ومعقم.
در کمکهای اولیه، ناحیه آسیبدیده را با یک باند تمیز و استریل بپوشانید.