اسبابها
🌐 علل آن
این واژه به معنی «اسبابِ او / آن» با ضمیر مؤنث است، یعنی چیزهایی که به یک زن یا یک اسم مؤنث برمیگردد. «ها» در عربی ضمیر ملکی مؤنث مفرد است. بنابراین «اسبابها» یعنی «وسایلش» یا «علتهایش» برای مؤنث.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 علل آن
📌 علل آنها
📌 دلایل آن
📌 دلایل آنها
📌 علت آنها
📌 علت آن
جمله سازی با اسبابها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قدمت المريضة اسبابها للطبيب حتى يساعدها على اختيار العلاج المناسب.
بیمار دلایل خود را به پزشک ارائه داد تا او بتواند در انتخاب درمان مناسب به او کمک کند.
💡 بحثت الإدارة في اسبابها قبل اتخاذ القرار النهائي بشأن المشروع.
دولت قبل از تصمیمگیری نهایی در مورد پروژه، دلایل را بررسی کرد.
💡 سألتُها عن اسبابها فشرحت لي ما حدث في المدرسة صباحًا.
از او دلیلش را پرسیدم و او برایم تعریف کرد که صبح در مدرسه چه اتفاقی افتاده بود.