نصفي

🌐 نیمه

یعنی «نصفِ من» یا «نیمه‌ی من». این ترکیب از «نصف» با ضمیر متکلم ساخته شده و معمولاً برای اشاره به چیزی که به گوینده تعلق دارد یا بخشی از اوست به کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 نیم

جمله سازی با نصفي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يعملُ نصفي كرةِ المخِّ معًا لتنسيقِ الحركةِ والتفكيرِ والاستجابةِ السريعةِ.

دو نیمکره مغز با هم کار می‌کنند تا حرکت، تفکر و واکنش سریع را هماهنگ کنند.

💡 يتخصصُ نصفي كرةِ المخِّ في وظائفَ مختلفةٍ، لكنهما يتكاملانِ داخلَ الجسمِ.

دو نیمکره مغز در عملکردهای مختلفی تخصص دارند، اما در بدن مکمل یکدیگر هستند.

💡 أحتاجُ إلى نصفي الوقتِ للراحةِ بعدَ يومٍ طويلٍ من الجهدِ.

بعد از یک روز طولانی و سخت کار، به نصف زمان برای استراحت نیاز دارم.

💡 أثبتتِ الدراساتُ أنَّ نصفي كرةِ المخِّ يشاركانِ في معالجةِ اللغةِ والذاكرةِ.

مطالعات نشان داده‌اند که هر دو نیمکره مغز در پردازش زبان و حافظه نقش دارند.

💡 لو باليد‬ ‫حيلة لقاسمت نصفي الشبابي المعطل إلى اخر يعوزه بدال من ذهابه هباء‬ ‫منثورا ً‪.

اگر توانایی‌اش را داشتم، جوانیِ هدر رفته‌ام را با نیمه‌ی دیگری که به آن نیاز داشت تقسیم می‌کردم، نه اینکه بگذارم هدر برود.

💡 هذا هو نصفي الأيمنُ من العملِ، أما النصفي الآخرُ فسيكونُ غدًا.

این نیمه‌ی سمت راست کار من است، نیمه‌ی دیگرش فردا خواهد بود.

💡 استخدمتُ نصفي الدواءِ حسبَ تعليماتِ الطبيبِ المعالجِ.

من نصف داروها رو طبق دستور پزشک مصرف کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران