نزيف
🌐 خونریزی
اسم (noun)
📌 خونریزی
جمله سازی با نزيف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقلوا المصاب بسرعة إلى المستشفى لأن نزيف الجرح كان شديدًا.
آنها به سرعت فرد مجروح را به بیمارستان منتقل کردند زیرا خونریزی ناشی از زخم شدید بود.
💡 أعدتها مجددا فوق املوقد وقلت : هذه كي أوقف نزيف الدم
دوباره گذاشتمش روی اجاق و گفتم: این برای اینه که خونریزی بند بیاد.
💡 حاولت الممرضة إيقاف نزيف الأنف بوسائل بسيطة قبل وصول الطبيب.
پرستار سعی کرد قبل از رسیدن پزشک، با استفاده از روشهای ساده خونریزی بینی را بند بیاورد.
💡 تؤدي بعض الإصابات الداخلية إلى نزيف خفيّ في احشا الجسم إذا لم يُسعف المصاب بسرعة.
برخی از آسیبهای داخلی در صورتی که فرد آسیبدیده به سرعت درمان نشود، میتوانند منجر به خونریزی پنهان در اندامهای بدن شوند.
💡 قد يؤدي نزيف داخلي إلى مضاعفات خطيرة إذا تأخر العلاج.
خونریزی داخلی در صورت تأخیر در درمان میتواند منجر به عوارض جدی شود.
💡 فركع بجانبه على غير هدى وعواطفه تتدفّق في أحشائه مثلما يتسارع نزيف الدماء من جوانب الكلوم البليغة
بیهدف کنارش زانو زد، احساساتش مثل خون که از کنارههای زخمهای عمیق فوران میکند، در درونش موج میزدند.
💡 يوصي الأطباء بعدم تحريك الرأس كثيرًا عند حدوث نزيف الانف.
پزشکان توصیه میکنند هنگام خونریزی بینی، سر را بیش از حد تکان ندهید.