نحيل
🌐 لاغر اندام
صفت (adjective)
📌 لاغر
📌 نازک
📌 باریک
📌 لاغر اندام
📌 دراز و کشیده
📌 استخوانی
📌 ریدی
جمله سازی با نحيل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الخيط نحيل ًا جدًا، لذلك انقطع بسهولة عند الشد.
نخ خیلی نازک بود، بنابراین وقتی کشیده میشد، به راحتی پاره میشد.
💡 بدا الشجرة نحيل ة بسبب الرياح القوية وقلة الماء.
به دلیل باد شدید و کمبود آب، درخت نازک به نظر میرسید.
💡 أول َمن ظهر جندي نحيل نزل على السلم الحديدي وقفز إلى أرض الشارع ثم مرت نحو دقيقة قبل أن يبدأ المحبوسون في النزول.
اولین کسی که ظاهر شد، سرباز لاغری بود که از نردبان آهنی پایین رفت و به کف خیابان پرید. حدود یک دقیقه گذشت تا اینکه زندانیان شروع به پایین آمدن کردند.
💡 وقف العامل نحيل القامة عند باب المصنع ينتظر التعليمات.
کارگر لاغر اندامی دم در کارخانه ایستاده بود و منتظر دستور بود.
💡 هو نحيل وكتلته العضلية ونسبة الدهون في جسمه أقل من المعدّل.
او لاغر است و توده عضلانی و درصد چربی بدنش کمتر از حد متوسط است.
💡 الحلم نحيل الأبقار في حقول المراعي الفقيرة يرمز إلى عكس ذلك تماما.
رویای گاوهای لاغر در مراتع فقیر، دقیقاً برعکس این را نشان میدهد.