نحيف
🌐 لاغر اندام
اسم (noun)
📌 آستنیک
📌 اولترابوک
صفت (adjective)
📌 لاغر
📌 نازک
📌 لاغر اندام
📌 باریک
جمله سازی با نحيف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أصبح الصبي نحيف ًا بعد فترة المرض الطويلة.
پسرک پس از دوره طولانی بیماری لاغر شد.
💡 رأيت رجلًا نحيف الوجه ينتظر الحافلة عند المحطة.
مردی لاغر اندام را دیدم که در ایستگاه منتظر اتوبوس بود.
💡 كان لديه جسم أبيض نحيف للغاية وشعر أحمر.
او بدنی بسیار لاغر، سفید و موهایی قرمز داشت.
💡 كان اللاعب نحيف الجسم لكنه سريع الحركة ومهاري.
این بازیکن لاغر اندام اما چابک و ماهر بود.
💡 كل شخص نحيف أعرفه يبدو أنه يمتلك عملية حرق سريعة.
به نظر میرسد هر فرد لاغری که میشناسم متابولیسم سریعی دارد.
💡 كان هناك رجل إلي األمير قائال: آخر نحيف أشيب تماما أشبه بموظف متقاعد
مردی به شاهزاده نزدیک شد و گفت: «یک مرد لاغر اندام دیگر با موهای خاکستری، تقریباً شبیه یک کارمند بازنشسته دولت.»