نادلة
🌐 پیشخدمت
اسم (noun)
📌 پیشخدمت
📌 متصدی بار
📌 پیشخدمتی
📌 پیشخدمت بار
جمله سازی با نادلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلبتُ من نادلة المطعمِ أن تُضيفَ مزيدًا من الصلصة.
از پیشخدمت خواستم سس بیشتری اضافه کند.
💡 عندما كنت مراهقة، عملت نادلة لبعض الوقت.
وقتی نوجوان بودم، مدتی به عنوان پیشخدمت کار کردم.
💡 اعتمد المطعم المزدحم بشكل كبير على كل نادلة لإدارة عدة طاولات.
رستوران شلوغ به شدت به هر پیشخدمت برای مدیریت چندین میز متکی بود.
💡 ابتسمتْ نادلة الفندقِ وهي تُرشدُنا إلى الطاولةِ المناسبة.
پیشخدمت هتل لبخندی زد و ما را به میز مربوطه راهنمایی کرد.
💡 أنا نادلة لأن ليس لدي أي شيء آخر أقوم به في المدينة.
من پیشخدمت هستم چون کار دیگری در شهر ندارم.
💡 "لا الخمور ولا الكحول ولا نادلة الحانة"
«مشروب ممنوع، الکل ممنوع، و پیشخدمت ممنوع.»
💡 لا تؤأخذ نادلة تحمل شهادة علم نفس على تعبيرها المبتذل.
از پیشخدمتی که مدرک روانشناسی دارد به خاطر حرفهای رکیکاش دلخور نشو.