میز
🌐 میز
در عربی و فارسی به معنی میز، تختِ کوچک، یا سطحی برای قرار دادن اشیا، کار، نوشتن یا غذا خوردن است. این واژه در عربیِ معاصر بسیار رایج است و دقیقاً به همان وسیلهای اشاره دارد که در فارسی هم «میز» میگوییم.
فعل (verb)
📌 مشخص کردن
📌 تشخیص
📌 جدا کردن
جمله سازی با میز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلس الطالب عند میز القراءة ساعات طويلة استعدادًا للامتحان.
دانشآموز ساعتهای طولانی برای آماده شدن برای امتحان، پشت میز مطالعه نشست.
💡 وضع الموظف الملفات على میز مكتبه قبل أن يبدأ مراجعة البريد الإلكتروني.
کارمند قبل از شروع بررسی ایمیل، پروندهها را روی میزش گذاشت.
💡 اشترت الأسرة میز طعام جديدًا يتسع لثمانية أشخاص في غرفة السفرة.
خانواده یک میز ناهارخوری جدید خریدند که هشت نفر را در خود جای میدهد.