ميع
🌐 می
«میع» در عربی از ریشههای کمکاربرد است و گاهی به معنای نرم شدن، روان شدن، یا ذوب / آمیخته شدن در برخی کاربردها دیده میشود، اما بسیار نادر است. این واژه در متون کلاسیک یا معاصر عربی کاربرد محدود دارد و ممکن است در برخی نسخهها صورت نوشتاریِ غیرمعمول باشد.
اسم (noun)
📌 جاری شدن
📌 سیالیت
فعل (verb)
📌 نرم کردن
📌 مایع کردن
جمله سازی با ميع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تعمل بعض أنظمة الري على تنظيم ميع السوائل بدقة عالية في الحقول الكبيرة.
برخی از سیستمهای آبیاری برای تنظیم جریان مایعات با دقت بالا در مزارع بزرگ کار میکنند.
💡 لاحظتُ ميع ًا بسيطًا في الحوض فأصلحته قبل أن يزداد تسرب الماء.
متوجه نشتی جزئی در سینک شدم و قبل از اینکه نشتی آب بیشتر شود، آن را تعمیر کردم.
💡 جمعَ المزارع ميع َ الماء في القناة الصغيرة ليسقي الأشجار خلال النهار الحار.
کشاورز تمام آب را در کانال کوچک جمع کرد تا در طول روز گرم درختان را آبیاری کند.