موظفا
🌐 کارمند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کارمند
📌 اعضای کارکنان
📌 افسر
📌 پرسنل
📌 رسمی
📌 شاغل
جمله سازی با موظفا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وذكر بيان حكومي اليوم الاحد أن موظفا في شركة الكهرباء لقى حتفه اثناء اصلاح خط كهرباء شمال البانيا.
در بیانیهای که روز یکشنبه از سوی دولت منتشر شد، آمده است که یکی از کارمندان شرکت برق هنگام تعمیر یک خط انتقال برق در شمال آلبانی کشته شده است.
💡 حضر الرجلان موظفا الشركة إلى الاجتماع الصباحي في الموعد المحدد.
آن دو مرد، هر دو کارمند شرکت، سر وقت به جلسه صبحگاهی رسیدند.
💡 رأينا موظفا جديدًا في القسم يعمل بجدٍّ ويتعلم بسرعة من زملائه.
ما یک کارمند جدید را در بخش دیدیم که سخت کار میکرد و به سرعت از همکارانش یاد میگرفت.
💡 وقف موظفا المطار عند البوابة لمساعدة المسافرين في إنهاء الإجراءات.
دو کارمند فرودگاه در گیت ایستاده بودند تا به مسافران در انجام مراحل کمک کنند.
💡 يبدو أنه يعمل موظفا هنا في إحدى شركات تقنية المعلومات التي حولنا
به نظر میرسد او کارمند یکی از شرکتهای فناوری اطلاعات همین اطراف است.
💡 كان املزارع النشيط ال يزال حياجج برغبته العودة ليعمل يترسب إىل أذين مصحوبا بزعيق الريح الراحلة موظفا
کشاورز زحمتکش هنوز در مورد تمایلش برای بازگشت به کار بحث میکرد، صدایش در هوا میپیچید و جیغ باد که از دور شدنش میآمد، یکی از کارمندان را به دنبال داشت.