موصدة
🌐 بسته
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 بسته
📌 قفل شده
📌 مهر و موم شده
جمله سازی با موصدة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيتْ المكتبة موصدة حتى صباح اليوم التالي بسبب أعمال الصيانة.
کتابخانه به دلیل کارهای تعمیراتی تا صبح روز بعد تعطیل بود.
💡 كانت موصدة الباب بإحكام، لذلك لم يستطع أحد الدخول إلى الغرفة.
در اتاق محکم بسته شده بود، طوری که کسی نمیتوانست وارد اتاق شود.
💡 أضاف إن الأبواب التي كانت موصدة هي الآن مفتوحة.
او افزود درهایی که بسته بودند، حالا باز شدهاند.
💡 وقد هربت الضحية المستهدفة دون أن تتعرض للأذى، لأنَّ أبواب السيارة كانت موصدة وكان الزجاج مغلقاً.
قربانی مورد نظر بدون هیچ آسیبی جان سالم به در برد زیرا درهای ماشین قفل و پنجرهها بسته بودند.
💡 وجدتُ النافذة موصدة رغم حرارة الجو، ففتحتها ليدخل الهواء النقي.
با وجود گرمای هوا، پنجره را بسته یافتم، بنابراین آن را باز کردم تا هوای تازه وارد شود.
💡 غالباً ما تبقى بشفاه موصدة حول الغرباء لكنها تنفتح مع الأصدقاء المقربين.
او اغلب لبهایش را در مقابل غریبهها بسته نگه میدارد اما با دوستان نزدیکش راحت صحبت میکند.