مشدود

🌐 سفت

به معنای «بسته»، «محکم‌بسته» یا «کشش‌داده‌شده». این واژه معمولاً برای چیزی به‌کار می‌رود که با ریسمان، گره یا وسیله‌ای دیگر سفت شده باشد. در استعمال مجازی نیز می‌تواند به حالت محدود، مقید یا مهار‌شده اشاره کند.

صفت (adjective)

📌 پیچ خورده

📌 سفت

📌 کشیده شده

📌 کرست دار

📌 تنش‌زا

وجه وصفی (participle)

📌 طناب کشی شده

جمله سازی با مشدود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬كنت مشدود األعصاب كاملقدم‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫على خطيئة ما‪

من خیلی عصبی بودم، کاملاً در آستانه ارتکاب گناه.

💡 ‬غير مشدود إلى‬ ‫امر من بينهم وال أسمع‬ ‫مجموعة قيّم يحاكمني المجتمع على أساسها‪

من به هیچ یک از قوانین آنها پایبند نیستم و به مجموعه‌ای از ارزش‌هایی که جامعه مرا بر اساس آنها قضاوت می‌کند، گوش نمی‌دهم.

💡 ‫ّ‬ ‫جرني غروري إليها وقفت أمامها مشدود الظهر على مسافة قريبة‪

غرورم مرا به سمت او می‌کشاند؛ با کمری صاف و فاصله‌ای نزدیک، روبرویش ایستاده بودم.

💡 بدا وجهه مشدود من التعب بعد يوم طويل من العمل.

چهره‌اش پس از یک روز کاری طولانی، از خستگی گرفته به نظر می‌رسید.

💡 كان الحبل مشدود بقوة بين العمودين في فناء المدرسة.

طناب بین دو تیرک حیاط مدرسه محکم کشیده شده بود.

💡 ‬جلست‬ ‫ّ‬ ‫تقدمت هي وربطت قدمي بيدي فأصبح جسدي كله مشدود لألسفل‪

او نشست، جلو آمد و پاهایم را به دست‌هایم بست، طوری که تمام بدنم به سمت پایین کشیده شد.

💡 بقي الغطاء مشدود على الوعاء حتى لا ينسكب الطعام.

درب ظرف محکم بسته شده بود تا غذا نریزد.

💡 ‬بدا األمر‬ ‫كأنه انحناء بسيط يكاد ال ُيلحظ في خط مشدود مستقيم‪

شبیه یک پیچش ملایم و تقریباً نامحسوس در یک خط مستقیم و کشیده بود.

کلمات مرتبط