موافقتها

🌐 رضایت او

«موافقتها» یعنی «موافقت‌های او / موافقتِ آن‌ها» بسته به اینکه ضمیر «ها» به چه چیزی برگردد. در عربی، اضافه شدن ضمیر به «موافقة» معنای مالکیت یا نسبت را می‌رساند و معمولاً به «رضایت او»، «تأیید او» یا «موافقتشان» ترجمه می‌شود. در متن، باید دید ضمیر به چه مرجعی برمی‌گردد تا ترجمه دقیق شود.

فعل (verb)

📌 موافق

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 توافق شده

جمله سازی با موافقتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت موافقتها واضحة وصريحة، ولذلك شعر الجميع بالارتياح بعد الاجتماع.

توافق او واضح و صریح بود و به همین دلیل همه بعد از جلسه احساس آسودگی کردند.

💡 أعلنت الحكومة يوم الثلاثاء الماضي موافقتها على مشروع قانون بتأسيس شركة نفط وطنية.

دولت سه‌شنبه گذشته تصویب پیش‌نویس قانون تأسیس شرکت ملی نفت را اعلام کرد.

💡 وصلت موافقتها على الخطاب بسرعة، فتمكنا من إنهاء المعاملة في نفس اليوم.

تأیید نامه توسط او به سرعت رسید، بنابراین ما توانستیم معامله را در همان روز انجام دهیم.

💡 وقد أعلنت ايطاليا حتى الآن موافقتها على استقبال ثلاثة سجناء.

ایتالیا تاکنون موافقت خود را با پذیرش سه زندانی اعلام کرده است.

💡 أدى عدم خبرتها في المفاوضات إلى موافقتها على شروط غير مواتية.

بی‌تجربگی او در مذاکرات باعث شد که با شرایط نامطلوبی موافقت کند.

💡 من دون موافقتها لن يستطيع الفريق استخدام البيانات في التقرير النهائي.

بدون رضایت او، تیم قادر به استفاده از داده‌ها در گزارش نهایی نخواهد بود.

کلمات مرتبط