مهيمن

🌐 غالب

به معنای «نگهبان، مراقب، مسلط، مسلّط بر چیزی» است. در کاربرد دینی نیز یکی از صفات الهی به‌معنای «حافظ و ناظر بر همه چیز» آمده است. این واژه حسِ نظارت، احاطه و پاسداری را می‌رساند.

اسم (noun)

📌 هژمون

📌 سلطه گر

صفت (adjective)

📌 مسلط

📌 غالب

📌 سلطه جویانه

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 غالب

جمله سازی با مهيمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في منافستهم، حافظ على موقع مهيمن على الرغم من التحديات.

در رقابت آنها، او علیرغم چالش‌ها، موقعیت غالب خود را حفظ کرد.

💡 كان صوت القائد مهيمن في القاعة، لذلك التزم الجميع بالنظام طوال النقاش.

صدای رهبر در سالن غالب بود، بنابراین همه در طول بحث نظم را حفظ کردند.

💡 وأكَّد المسؤولون السياسيون والعسكريون باستمرار، أنَّ الجيش يجب أن يكون له دور مهيمن في تحقيق هذه المصالح.

مقامات سیاسی و نظامی پیوسته تأکید کرده‌اند که ارتش باید نقش غالب در دستیابی به این منافع داشته باشد.

💡 ظل المدير مهيمن على تفاصيل المشروع، حتى أصبح الجميع يراجع قراراته قبل التنفيذ.

مدیر همچنان بر جزئیات پروژه مسلط بود، تا جایی که همه تصمیمات او را قبل از اجرا بررسی می‌کردند.

💡 في السوق، بقي التاجر الكبير مهيمن على الأسعار لفترة طويلة.

در بازار، معامله‌گر بزرگ برای مدت طولانی بر قیمت‌ها مسلط ماند.

💡 وموسيقيا كذلك لا يوجد أحد مهيمن على الآخر.

از نظر موسیقی نیز، هیچ‌کس بر دیگری غالب نیست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران