مهام

🌐 وظایف

جمع «مهم» یا در برخی کاربردها به معنای «کارهای مهم، وظایف مهم، امور اساسی» است. این واژه معمولاً برای اشاره به مسئولیت‌ها یا کارهایی به‌کار می‌رود که اهمیت زیادی دارند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 وظایف

📌 توابع

📌 وظیفه

📌 ماموریت‌ها

📌 تکالیف

جمله سازی با مهام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وزّع المعلم مهام المشروع على الطلاب بحيث ينجز كلّ واحدٍ جزءًا محددًا خلال أسبوع.

معلم وظایف پروژه را بین دانش‌آموزان تقسیم کرد تا هر کدام بخش خاصی را ظرف یک هفته تکمیل کنند.

💡 إن تقطيع الوقت بين مهام كثيرة قد يقلل من الإنتاجية بشكل واضح.

تقسیم زمان بین وظایف متعدد می‌تواند بهره‌وری را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

💡 ‬حيث يتلقفك املكان برطوبته ورحابته‬ ‫وبخاصة يف هجري الصيف ِّ‬ ‫ٍ‬ ‫مكان آخر مهام كان الثمن‪.

جایی که با رطوبت و وسعتش، به خصوص در گرمای تابستان، فارغ از هزینه، شما را در آغوش می‌گیرد.

💡 ‬وضع االستاذ‬ ‫امامنا الئحة مهام طويلة من اجل تجهيز السماد‬ ‫العضوي

استاد فهرست بلندی از وظایف برای تهیه کود آلی به ما ارائه داد.

💡 تتطلب الوظيفة الجديدة مهام متعددة تشمل التواصل مع العملاء، وإعداد التقارير، ومتابعة البريد الإلكتروني.

این شغل جدید مستلزم انجام وظایف متعددی از جمله ارتباط با مشتریان، تهیه گزارش‌ها و پیگیری ایمیل‌ها است.

💡 أنجز الفريق مهام ه مبكرًا، فاستطاع تسليم العمل قبل الموعد المحدد بيومين.

تیم وظایف خود را زودتر از موعد انجام داد و توانست کار را دو روز زودتر از موعد تحویل دهد.

کلمات مرتبط