منعزلة
🌐 ایزوله
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ایزوله
📌 منزوی
📌 انفرادی
📌 گوشهگیر
📌 تنها
📌 از راه دور
جمله سازی با منعزلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان غالباً ما يقضي أمسيات منعزلة في قراءة الروايات بجانب الموقد.
او اغلب شبهای خلوت را کنار شومینه به خواندن رمان میگذراند.
💡 ليقيموا حضارة ودولة منعزلة وجديدة في شمال غرب البالد
برای ایجاد یک تمدن و دولت جدید و منزوی در شمال غربی کشور
💡 أقول إنها تجيد تسلية عجوز منعزلة مثلي.
به نظرم او در سرگرم کردن پیرزن تنهایی مثل من مهارت دارد.
💡 اختارت الباحثة منطقة منعزلة لإجراء الدراسة بعيدًا عن الضوضاء.
محقق برای انجام مطالعه، مکانی خلوت و دور از سر و صدا را انتخاب کرد.
💡 تعيش الأسرة في قرية منعزلة بعيدة عن مركز المدينة.
این خانواده در روستایی دورافتاده و دور از مرکز شهر زندگی میکنند.
💡 بدت الغرفة منعزلة عن بقية البيت بسبب بابها المغلق دائمًا.
به نظر میرسید اتاق به خاطر درش که همیشه بسته بود، از بقیه خانه جدا افتاده است.