منصبه
🌐 مقام او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دفتر
📌 مقام او
📌 پست او
📌 شغل او
📌 نقش او
📌 قدرت
جمله سازی با منصبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خُفِّض راتبه بعد أن تغيّر منصبه داخل المؤسسة.
پس از تغییر سمتش در سازمان، حقوقش کاهش یافت.
💡 استقال من منصبه عام 1974م بعد أن اكْتُشِفَ أن أحد أعوانه كان جاسوسًا لألمانيا الشرقية.
او در سال ۱۹۷۴ پس از آنکه مشخص شد یکی از دستیارانش جاسوس آلمان شرقی است، از سمت خود استعفا داد.
💡 حافظ المدير على منصبه رغم التحديات التي واجهت الشركة هذا العام.
این مدیر علیرغم چالشهایی که شرکت امسال با آن مواجه بود، سمت خود را حفظ کرد.
💡 لا يعلو أحد فوق والقانون مهما كان منصبه أو مكانته.
هیچ کس، صرف نظر از مقام و جایگاهش، بالاتر از قانون نیست.
💡 لم يكن منصبه مجرد لقب، بل مسؤولية تتطلب نزاهة وحكمة.
مقام او فقط یک عنوان نبود، بلکه مسئولیتی بود که مستلزم درستکاری و خردورزی بود.
💡 تحدثت الصحافة كثيرًا عن منصبه الجديد بعد صدور القرار الرسمي.
مطبوعات پس از صدور حکم رسمی، درباره سمت جدید او صحبتهای زیادی کردند.