منشغلة
🌐 مشغول
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مشغول
📌 نگران
📌 مشغول به
📌 درگیر
📌 حواس پرت
📌 اشغال شده با
جمله سازی با منشغلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظلت المعلمة منشغلة بتصحيح الأوراق حتى وقت متأخر من الليل.
معلم تا پاسی از شب مشغول تصحیح اوراق بود.
💡 ٌ كنت على الدوام منشغلة في انتظار الغد ومرور الوقت واألياموالسنوات وأشياء كثيرة
همیشه دلمشغول انتظار برای فردا، گذر زمان، روزها، سالها و خیلی چیزهای دیگر بود.
💡 كانت الأم منشغلة بتحضير الطعام عندما وصل الضيوف فجأة.
مادر مشغول تهیه غذا بود که ناگهان مهمان ها از راه رسیدند.
💡 تأخر الرد، مش انها نسيت الموضوع، وإنما كانت منشغلة في العمل.
تأخیر در پاسخ به این دلیل نبود که موضوع را فراموش کرده بود، بلکه به این دلیل بود که سرش به کار گرم بود.
💡 بقي کله صامتًا طوال الطريق، وكأن أفكاره منشغلة بأمرٍ مهم.
او تمام راه را کاملاً ساکت ماند، انگار که افکارش مشغول چیز مهمی بود.
💡 بدت الطالبة منشغلة بكتابة التقرير ولم تسمع النداء الأول.
به نظر میرسید دانشآموز مشغول نوشتن گزارش بود و صدای اول را نشنید.
💡 مالهي اليوم تبدو منشغلة أكثر من اللازم، ولم ترد على اتصالاتي.
به نظر میرسد مالحی امروز خیلی سرش شلوغ است و به تماسهای من پاسخ نداده است.