من درجة

🌐 از درجه

یعنی «از یک درجه» یا «از مرتبه‌ای». «درجة» به معنی درجه، مرتبه، پله یا مرحله است. این ترکیب معمولاً برای بیان میزان، سطح، یا تفاوتِ درجه استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مدرک

📌 امتیاز

📌 انجماد

📌 درجه

جمله سازی با من درجة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 والأهم أنك ستشغلين وظيفة أمتع من التحقق من درجة حرارة ألواح البيانات.

از همه مهم‌تر، شما کار لذت‌بخش‌تری نسبت به بررسی دمای بردهای داده انجام خواهید داد.

💡 تغيّر أداء الطالب من درجة إلى أخرى بعد أن بدأ يراجع بجدية.

عملکرد دانش‌آموز پس از اینکه شروع به مرور جدی کرد، از یک نمره به نمره دیگر تغییر کرد.

💡 انخفضت الحرارة من درجة غير معتادة ليلة أمس في المدينة الساحلية.

دمای هوا دیشب در این شهر ساحلی به طور غیرمعمولی کاهش یافت.

💡 لا يمكن الحكم على الجودة من درجة واحدة فقط دون اختبار طويل.

کیفیت را نمی‌توان تنها با یک درجه و بدون آزمایش‌های گسترده قضاوت کرد.

💡 احتاج المريضُ إلى فحصٍ إضافي لأنّ الحرق كان من درجة ثانية.

بیمار نیاز به بررسی بیشتر داشت زیرا سوختگی از نوع درجه دو بود.

💡 غير أن قلة حجم عينات هذه الدراسات الاستقصائية تحد من درجة التفصيل الممكنة.

با این حال، حجم نمونه کوچک این بررسی‌ها، میزان جزئیاتی را که می‌توان به دست آورد، محدود می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران