مکف
🌐 مکف
«مکف» در این صورتِ نوشتاری واژهای بسیار نادر و کمکاربرد است و در عربیِ رایج معنای مستقلی و مشهور ندارد. در برخی ضبطها ممکن است به ریشههای نزدیک به «کفّ» مربوط دانسته شود، یعنی بازداشتن، نگهداشتن، یا منع کردن. اگر این واژه در متنی خاص آمده باشد، برای فهم دقیقتر باید بافت جمله بررسی شود، چون بهتنهایی معنای قطعی و تثبیتشدهای ندارد.
جمله سازی با مکف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقف العامل مكف يديه أمام المدير منتظرًا التعليمات الأخيرة قبل بدء الاجتماع.
کارگر دست به سینه جلوی مدیر ایستاده بود و منتظر دستورات نهایی قبل از شروع جلسه بود.
💡 بدا الشاب مكف النظرة إلى الطريق، كأنه يفكر في حلٍّ سريع للمشكلة.
مرد جوان نگاهش را از جاده گرفت، انگار داشت به یک راه حل سریع برای مشکل فکر میکرد.
💡 جلس الطفل مكف الوجه بعد أن سمع الخبر المفاجئ في المدرسة.
کودک پس از شنیدن خبر تکاندهنده در مدرسه، با صورت پوشیده نشست.