مَقْسَم

🌐 تقسیم کننده

به معنی «جای تقسیم» یا «محل بخش‌بندی» است و گاهی نیز به معنای «قسمت» یا «نصیب» به کار می‌رود. در بعضی کاربردهای عربی، «مقسم» نیز به معنای «چیزی که بر اساس آن تقسیم می‌شود» آمده است.

اسم (noun)

📌 شکافنده

📌 تقسیم کننده

صفت (adjective)

📌 تقسیم شده

📌 قسم خورده

📌 پارتیشن بندی شده

📌 بخش بندی شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تقسیم شده

جمله سازی با مَقْسَم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يعمل مقسم الهاتف في المبنى على توزيع الاتصالات بين الأقسام المختلفة بسرعة.

مرکز تلفن موجود در ساختمان، ارتباطات را بین بخش‌های مختلف به سرعت توزیع می‌کند.

💡 يستخدم المهندس مقسم الشبكة لتنظيم حركة البيانات ومنع الازدحام في النظام.

مهندس از یک سوئیچ شبکه برای تنظیم ترافیک داده و جلوگیری از ازدحام در سیستم استفاده می‌کند.

💡 تعطّل مقسم الكهرباء في المصنع، فتوقفت بعض الآلات إلى أن أُصلح العطل.

سوئیچ‌های برق کارخانه دچار نقص فنی شدند، بنابراین برخی از ماشین‌آلات تا زمان رفع نقص از کار افتادند.