مفقودة

🌐 مفقود

صورت مؤنثِ «مفقود» است و یعنی «گم‌شده، از دست‌رفته». مثلاً «أوراقٌ مفقودة» یعنی «برگه‌های گم‌شده».

اسم (noun)

📌 گم شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از دست رفته

📌 گمشده

جمله سازی با مفقودة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫ما الذى يحك ببظر العرش‬ ‫سوى تصاوير مفقودة الكاتب؟

آن چیست که کلیتوریس عرش را خراش می‌دهد جز تصاویر گمشده‌ی نویسنده؟

💡 عثرت الشرطة على السيارة مفقودة بعد ساعات من البحث في المنطقة.

پلیس پس از ساعت‌ها جستجو در منطقه، خودروی گمشده را پیدا کرد.

💡 أبلغت الأم عن حقيبة مفقودة تحتوي على أوراق مهمة وهاتف شخصي.

مادر گزارش داد که کیفی حاوی مدارک مهم و یک تلفن شخصی گم شده است.

💡 كانت الوثيقة مفقودة من الملف، مما أخّر إنجاز المعاملة الرسمية.

سند در پرونده مفقود شده بود و همین امر تکمیل معامله رسمی را به تأخیر انداخت.

💡 مشى العامل طولًا وعرضًا يبحث عن أداة مفقودة في الورشة.

کارگر در اطراف کارگاه به دنبال ابزاری گمشده گشت.

💡 إن ابنتي مفقودة منذ أمس، وقد أبلغت الشرطة فورًا.

دخترم از دیروز گم شده و من بلافاصله به پلیس اطلاع دادم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران