معط
🌐 اهدا کننده
این واژه نیز کمکاربرد است و معمولاً به معنای کشیدن، دراز کردن، یا پیچاندن در برخی استعمالها دیده میشود. بسته به متن ممکن است مفهوم دیگری هم پیدا کند، اما در کل واژهای نادر و وابسته به سیاق است.
اسم (noun)
📌 دهنده
📌 اهدا کننده
جمله سازی با معط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان في التقرير معط صغير لكنه أثّر في النتيجة النهائية.
جزئیات کوچکی در گزارش وجود داشت، اما بر نتیجه نهایی تأثیر گذاشت.
💡 اكتشف الموظف معط ًا في البيانات بعد المراجعة.
کارمند پس از بررسی، نقصی در دادهها کشف کرد.
💡 وقع معط في أوراق المشروع فأخر التسليم.
اشتباهی در مدارک پروژه رخ داده که باعث تأخیر در تحویل شده است.