معدنية

🌐 فلز

«مَعدنية» یعنی معدنی بودن یا چیزی که به معدن مربوط است. این واژه می‌تواند به مواد معدنی، خواص معدنی، یا جنبهٔ طبیعی و غیرآلی یک چیز اشاره کند و در زبان روزمره نیز گاهی برای محصولات یا آب‌های معدنی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فلز

📌 معدنی

📌 فلزی

📌 مواد معدنی

📌 متالورژیکی

📌 فلزکاری

جمله سازی با معدنية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الصندوق الصغير، لا شيیا كان مناسبًا للإصلاح سوى قطعة معدنية مكسورة.

در جعبه کوچک، هیچ چیز مناسب تعمیر نبود، جز یک تکه فلز شکسته.

💡 اشتريتُ ممسکٰت معدنية لتثبيت الأوراق على اللوحة في المكتب.

من یک گیره فلزی خریدم تا کاغذها را روی تخته در دفتر نگه دارم.

💡 ظهرتْ طبقةٌ معدنية على السطحِ بعدَ التفاعلِ الكيميائيِّ في المختبرِ.

پس از واکنش شیمیایی در آزمایشگاه، یک لایه فلزی روی سطح ظاهر شد.

💡 يستخدمُ المصنعُ مادةً معدنية صلبةً في تصنيعِ هذه القطعِ الدقيقةِ.

این کارخانه در ساخت این قطعات دقیق از یک ماده فلزی محکم استفاده می‌کند.

💡 اختارَ المهندسُ سبيكةً معدنية مقاومةً للصدأِ في المشروعِ البحريِّ.

مهندس برای پروژه دریایی، آلیاژ فلزی مقاوم در برابر زنگ‌زدگی را انتخاب کرد.

💡 وجد العامل تکه معدنية صغيرة داخل الجهاز المعطّل.

کارگر یک قطعه فلزی کوچک را درون دستگاه معیوب پیدا کرد.

💡 أغلقت الشرطةُ المنطقة بستارة ذات اضلاع معدنية أثناء أعمال الصيانة الليلية.

پلیس در طول عملیات تعمیر و نگهداری شبانه، منطقه را با پرده‌ای فلزی و شیاردار مسدود کرد.

💡 عثر الفني على قطعة معدنية داخل مجم الآلة أثناء الفحص.

در حین بازرسی، تکنسین یک قطعه فلزی را درون محفظه دستگاه پیدا کرد.

💡 لا يمكن تثبيت اللوحة برجم معدنية عادية، بل تحتاج إلى أدوات أقوى.

صفحه را نمی‌توان با براکت‌های فلزی معمولی ثابت کرد؛ به ابزارهای قوی‌تری نیاز است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران