معدته

🌐 معده اش

«مَعدته» از «معدة» همراه با ضمیر ـه ساخته شده و معنی آن معدهٔ او / معده‌اش است. این واژه برای اشاره به معدهٔ یک شخص یا موجود مذکر به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 معده اش

📌 شکمش

📌 سبد نانش را

📌 دل و روده‌اش

📌 شکم آن

جمله سازی با معدته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاولت الأم تهدئة طفلها حين اشتكى من بوجع في معدته بعد الإفطار.

وقتی فرزندش بعد از صبحانه از درد معده شکایت کرد، مادر سعی کرد او را آرام کند.

💡 لم يكنْ قادراً على الأكلِ لأنَّ معدته كانت مضطربةً جدًا.

او نمی‌توانست غذا بخورد، چون معده‌اش خیلی ناراحت بود.

💡 ‬فكان يمتع معدته بالدجاج‬ ‫المشوي مع المعكرونة بعض أيام األسبوع‪

بعضی روزهای هفته خودش را با مرغ کبابی و پاستا مهمان می‌کرد.

💡 ‫ضحك ربيع بشدة واض ًعا يده عىل معدته وألتوى عىل األرض كثعبان‬ ‫يصارع أرن ًبا‪.

ربیع از ته دل خندید، دستش را روی شکمش گذاشت و مثل ماری که با خرگوشی کشتی بگیرد، روی زمین وول خورد.

💡 فحصَ الطبيبُ معدته ثمَّ طلبَ منهُ الراحةَ ليومينِ كاملينِ.

پزشک معده‌اش را معاینه کرد و سپس به او گفت که دو روز کامل استراحت کند.

💡 قالَ الطفلُ إنَّ معدته تؤلمهُ منذُ الصباحِ بعدَ شربِ الحليبِ البارد.

کودک گفت که از صبح که شیر سرد خورده، معده‌اش درد می‌کند.

💡 طلب الطبيب من المريض ألا يكلّف معدته بالطعام الدسم.

پزشک از بیمار خواست که معده‌اش را با غذاهای چرب پر نکند.