مطی
🌐 موتی
این صورت با «مطيع» خویشاوند است و احتمالاً شکل کوتاه، نادر، یا اشتباهنویسیِ آن است. اگر منظور همان ریشه «طوع» باشد، معنای «فرمانبردار» یا «مطیع» را میدهد. اما بهعنوان واژه مستقل، در عربی معیار خیلی روشن نیست.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و مطیع
📌 آرام بخش
جمله سازی با مطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تربى الجرو ليكون مطی ًا للأوامر الأساسية في البيت.
این توله سگ طوری تربیت شده بود که از دستورات اولیه در خانه اطاعت کند.
💡 بدا الطفل مطی ًا بعد أن فهم سبب المنع من اللعب خارج المنزل.
کودک پس از اینکه دلیل ممنوعیت بازی کردن در خارج از خانه را فهمید، مطیعتر شد.
💡 حاول الأب أن يجعل ابنه مطی ًا في أوقات الدراسة والواجبات.
پدر سعی میکرد پسرش را در زمانهای مطالعه و انجام تکالیف مطیع بار بیاورد.