مطي
🌐 موتی
این واژه بهصورت دقیق و رایج در عربی معیار روشن نیست و احتمالاً ناقص یا اشتباهنویسیِ «مُطيع» یا واژهای نزدیک به آن است. اگر مربوط به ریشه «طوع» باشد، معنای کلیِ اطاعتپذیری، نرمش، یا فرمانبرداری را میرساند. اما بهتنهایی و با این شکل، معنی قطعی ندارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و مطیع
📌 آرام بخش
جمله سازی با مطي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصف الجيران الفرس بأنه مطي سريع ومعتاد على الطريق الطويل.
همسایهها اسب را اسبی چابک توصیف کردند که به سفرهای طولانی عادت داشت.
💡 كان الصبي مطي ًا إلى أمه كلما شعر بالخوف أو التعب.
پسرک هر وقت احساس ترس یا خستگی میکرد، به سمت مادرش میدوید.
💡 ظهر الكلب مطي ًا لصاحبه عندما ناداه عند الباب.
وقتی صاحبش او را به سمت در صدا زد، سگ آمادهی سواری به سمت او به نظر میرسید.