مضن

🌐 خسته

به‌معنای «بدگمان، مشکوک، گرفتار سوءظن» است و از ریشه‌ای می‌آید که به گمان بد و شک نزدیک است.

صفت (adjective)

📌 پر زحمت

📌 طاقت فرسا

📌 ناتوان کننده

جمله سازی با مضن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا تقم بأي نشاط مضن بعد الجراحة، لأن عليك تجنب تطبيق أي ضغط على الجرح.

بعد از عمل جراحی، هیچ فعالیت شدیدی انجام ندهید، زیرا باید از اعمال هرگونه فشار روی زخم خودداری کنید.

💡 أدّى العمل المضني إلى إجهاد شديد في نهاية الأسبوع.

کار طاقت‌فرسا منجر به خستگی مفرط در پایان هفته شد.

💡 كان السفر الطويل مضنيًا للغاية بسبب حرارة الجو وكثرة التوقفات.

سفر طولانی به دلیل گرما و توقف‌های زیاد، فوق‌العاده خسته‌کننده بود.

💡 وتقرير الشعبة هو ثمرة جهد مضن وتحليل لقاعدة بيانات الأهداف الإنمائية للألفية.

گزارش این بخش نتیجه تلاش و تحلیل دقیق پایگاه داده اهداف توسعه هزاره است.

💡 عاشت الأسرة يومًا مضنيًا وهي تنتقل بين المستشفيات والدوائر الرسمية.

این خانواده روز طاقت‌فرسایی را در رفت و آمد بین بیمارستان‌ها و ادارات دولتی تحمل کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران