مشوه
🌐 تحریف شده
صفت (adjective)
📌 تحریف شده
📌 تغییر شکل یافته
📌 تاب خورده
📌 از ریخت افتاده
📌 مثله شده
📌 معلول
📌 تحریف کننده
📌 بدشکل
جمله سازی با مشوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا ينبغي الحكم على الناس من خلال مظهرٍ مشوه في صورة التقطت بشكل سيئ.
نباید افراد را با ظاهری بدشکل در عکسی که بد گرفته شده قضاوت کرد.
💡 كانت لديها خيال مشوه للسلطة عزلها في النهاية عن الآخرين.
او تصور تحریفشدهای از قدرت داشت که در نهایت او را از دیگران منزوی میکرد.
💡 وجد الباحثون تمثالًا مشوه الملامح بعد سنواتٍ من التعرض للعوامل الجوية.
محققان پس از سالها قرار گرفتن در معرض عناصر طبیعی، مجسمهای با ویژگیهای تغییر شکل یافته پیدا کردند.
💡 انها مشوه يكاد يكون من المؤكد الدوارات التي تسبب المشكلة.
دچار اعوجاج شده است؛ تقریباً قطعی است که روتورها باعث ایجاد مشکل میشوند.
💡 ظهر على الشاشة وجه مشوه بسبب خللٍ في جودة التصوير أثناء البث المباشر.
به دلیل نقص کیفیت تصویر در طول پخش زنده، چهرهای با تصویر تحریفشده روی صفحه نمایش ظاهر شد.
💡 أنت مشوه تعس وحش صغير تافه مضحك
تو یه هیولای کوچولوی بدشکل، بدبخت، رقتانگیز و مسخرهای.