مُشَوَّش
🌐 گیج
به معنی «آشفته»، «پریشان»، «بههمریخته» یا «مختل» است. این واژه هم برای ذهن و فکر و هم برای تصویر، صدا، نظم و وضعیتِ ناپایدار به کار میرود.
اسم (noun)
📌 اشکال
صفت (adjective)
📌 گیج
📌 گیج کننده
📌 درهم و برهم
📌 بیهدف
📌 فازی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 سرگیجه
جمله سازی با مُشَوَّش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدت الصورة مشوش ة بسبب اهتزاز الكاميرا أثناء التصوير.
به دلیل لرزش دوربین هنگام فیلمبرداری، تصویر تار به نظر میرسید.
💡 خرج الطالب من القاعة وهو مشوش بعد الاختبار الصعب.
دانشآموز پس از آزمون دشوار، با سردرگمی سالن را ترک کرد.
💡 كان الصوت مشوش ًا في الاتصال، لذلك لم أفهم كل ما قيل.
صدا موقع اتصال خش خش داشت، برای همین همه حرفاشو نفهمیدم.