مسودة

🌐 پیش نویس

«مُسَوَّدَة» در عربی به معنای «پیش‌نویس» نیز بسیار رایج است، یعنی نسخهٔ اولیهٔ یک نوشته که هنوز نهایی نشده است. همچنین از نظر لغوی می‌تواند به «سیاه‌شده» یا «تیره» هم اشاره داشته باشد. در فارسی امروزی، این واژه بیشتر با معنای «پیش‌نویس» در متون اداری، علمی و حقوقی شناخته می‌شود.

اسم (noun)

📌 پیش نویس

📌 تهیه پیش نویس

📌 طرح کلی

جمله سازی با مسودة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ما زالت مسودة القانون قيد النقاش داخل اللجنة البرلمانية.

پیش‌نویس این قانون هنوز در کمیسیون اجتماعی مجلس در دست بررسی است.

💡 ظهر لفظ ببو في نهاية السطر، وكأنه جزء من مسودة لم تكتمل بعد.

کلمه «ببو» در انتهای سطر ظاهر شد، انگار که بخشی از یک پیش‌نویس ناتمام باشد.

💡 قرأت اللجنةُ مسودة قانون دستوري تتعلق بتنظيم الانتخابات المقبلة.

کمیته پیش‌نویس قانون اساسی مربوط به سازماندهی انتخابات آینده را قرائت کرد.

💡 أرسل المؤلف مسودة البحث إلى الأستاذ المشرف لمراجعة الأفكار الأساسية.

نویسنده، پیش‌نویس تحقیق را برای بررسی ایده‌های اساسی به استاد راهنما ارسال کرد.

💡 كتبت الصحفية مسودة المقال ثم عدلتها بعد مقابلة المصدر الثاني.

روزنامه‌نگار پیش‌نویس مقاله را نوشت و سپس پس از مصاحبه با منبع دوم، آن را اصلاح کرد.

💡 ظهر لفظ ييدما في مسودة الرسالة، لكنه بدا غير مكتمل ويحتاج إلى مراجعة.

کلمه «یدما» در پیش‌نویس نامه آمده بود، اما به نظر می‌رسید ناقص است و نیاز به بازنگری دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران