مسنون

🌐 سالمندان

«مَسْنُون» از ریشهٔ «سنّ» است و در عربی معانی مختلفی دارد؛ یکی از مهم‌ترین آن‌ها «صیقل‌خورده، تراشیده‌شده، شکل‌داده‌شده» است. در قرآن و متون کلاسیک، این واژه گاهی به معنای «دگرگون‌شده» یا «ساخته‌شده به صورتی خاص» نیز آمده است. در فارسی بسته به متن می‌توان آن را «تراشیده»، «فرم‌داده‌شده» یا «آراسته» ترجمه کرد.

اسم (noun)

📌 سالمندان

صفت (adjective)

📌 قدیمی

📌 تیز شده

جمله سازی با مسنون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كل صباح، يوجد رجال مسنون يزايدون لقيمة الأسرّة الإجمالية الأربعة لزملائي في الفرقة

هر روز صبح، مردهای مسنی هستند که سر قیمت کل چهار تخت برای هم‌گروهی‌های من پیشنهاد قیمت می‌دهند.

💡 استمعنا إلى مجموعة مسنون يتحدثون عن تاريخ الحي بحماسة واضحة.

ما به صحبت‌های گروهی از سالمندان گوش دادیم که با شور و شوق آشکاری درباره تاریخچه محله صحبت می‌کردند.

💡 هؤلاء الرجال مسنون لكنهم ما زالوا يشاركون في الاجتماعات المحلية.

این مردان مسن هستند، اما هنوز در جلسات محلی شرکت می‌کنند.

💡 رمح مسنون مربوط في نهاية السلك.

نیزه تیزی که به انتهای سیم متصل است.

💡 في القرية، يوجد عدد من العمال مسنون ما زالوا يعملون بإخلاص.

در روستا، تعدادی کارگر مسن وجود دارند که هنوز با پشتکار مشغول به کار هستند.

کلمات مرتبط