مزب
🌐 مزب
«مزب» در عربی بهطور دقیق و رایج، واژهای بسیار کمکاربرد است و در منابع لغوی ممکن است به صورتهای نزدیک یا مشتقات مشابه دیده شود. در برخی استعمالها به ریشههای مربوط به «پراکنده شدن، ریختن، یا جابهجا شدن» نزدیک دانسته میشود، اما خود این صورت بهتنهایی چندان مشهور نیست و احتمال دارد بسته به منبع، معنای دقیق آن متفاوت باشد. در نتیجه، برای فهم درست آن باید به بافت متن و شکلهای صرفیِ اطراف آن توجه کرد.
جمله سازی با مزب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رائحة مزب الحي كانت مزعجة بعد أيام المطر والحرارة.
بوی فاضلاب محله، بعد از روزها باران و گرما، نامطبوع بود.
💡 في نهاية الطريق ظهر مزب صغير تجمع حوله بعض القطط الجائعة.
در انتهای جاده، درهای کوچک پدیدار شد که چند گربه گرسنه دور آن جمع شده بودند.
💡 طلبت البلدية إزالة مزب قديم قرب السوق حفاظًا على النظافة.
شهرداری درخواست کرد که برای حفظ نظافت، یک زهکش قدیمی نزدیک بازار برداشته شود.