مدمر
🌐 ویرانگر
صفت (adjective)
📌 ویرانگر
📌 مخرب
📌 نابود شده
📌 ویران شده
📌 خراب شده
📌 اختلال آفرین
📌 آسیب دیده
📌 ویران کننده
جمله سازی با مدمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تركَ الإهمالُ أثرًا مدمر ًا على المحصولِ هذا الموسمِ.
بیتوجهی تأثیر مخربی بر محصول این فصل داشته است.
💡 لكن لما شوفت اد ايه انت كنت مدمر وحزين لما كانت هتبعد عنك عرفت ان هى دى اللى سعادتك معاها.
اما وقتی دیدم وقتی او داشت تو را ترک میکرد چقدر ناراحت و غمگین بودی، فهمیدم که او کسی است که برایت خوشبختی میآورد.
💡 واجهتِ الأسرةُ خبرًا مدمر ًا بعدَ الحادثِ المفاجئِ في الطريقِ السريعِ.
خانواده پس از تصادف ناگهانی در بزرگراه با خبر ناگواری روبرو شدند.
💡 لكنها فً حقٌقتها تٌار مدمر وعنصري دموي ال ٌعرؾ سوى التنكٌل واإلرهاب واالعتقال واإلعدام وسفك الدم هجوم وتكفٌر الخصوم
اما در واقعیت، این یک جنبش مخرب، نژادپرستانه و خونین است که جز آزار و اذیت، تروریسم، دستگیری، اعدام، خونریزی، حمله و اتهام ارتداد به مخالفان چیزی نمیشناسد.
💡 كانَ الحريقُ مدمر ًا وأتلفَ كثيرًا من الممتلكاتِ خلالَ ساعاتٍ قليلةٍ.
این آتشسوزی ویرانگر بود و در عرض چند ساعت اموال زیادی را از بین برد.