اربش
🌐 ارباش
«اِرْبَش» واژهای نادر است و در برخی منابع لغوی به معنای آشفته شد، درهم شد یا با شتاب و بینظمی حرکت کرد آمده است. این کلمه معمولاً در زبان رایج عربی بسیار کمکاربرد است و بیشتر در متون لغوی یا کهن دیده میشود.
جمله سازی با اربش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في الحقلِ، اربشَ الفلاحُ الترابَ حولَ الشتلاتِ برفقٍ حتى لا تتضررَ الجذور.
در مزرعه، کشاورز به آرامی خاک اطراف نهالها را زیر و رو کرد تا به ریشهها آسیبی نرسد.
💡 اربشَ الصيادُ الماءَ بعصاهِ ليُبعدَ الأسماكَ الصغيرةَ عن الشبكةِ الممدودة.
ماهیگیر با چوبش آب را به هم زد تا ماهیهای کوچک را از تور کشیده شده دور نگه دارد.
💡 اربشَ الطفلُ الرمالَ بقدميهِ وهو يركضُ على الشاطئِ بفرحٍ كبير.
کودک در حالی که شادمانه در امتداد ساحل میدوید، با پاهایش به شنها لگد میزد.