اربخ
🌐 ارباخ
«اِرْبَخ» واژهای نادر و لغوی است و در برخی منابع به معنای سخت شدن، درشت و ستبر شدن یا خشن شدن آمده است. در کاربردهای قدیمی ممکن است برای توصیف حالت جسمانی یا کیفیِ چیزی بهکار رفته باشد که از نرمی و لطافت خارج شده است.
جمله سازی با اربخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اربخَ السائقُ بوقَ السيارةِ حينَ قطعَ أحدُ المارةِ الطريقَ فجأةً.
راننده بوق ماشین را به صدا درآورد که ناگهان یک عابر پیاده از جاده عبور کرد.
💡 خلالَ النقاشِ الحاد، أربخَ صوتهُ في القاعةِ وأزعجَ الحاضرينَ جميعًا.
در جریان بحث داغ، او صدایش را در سالن بلند کرد و همه حاضران را آزرد.
💡 في الليلةِ الباردةِ، بدا الهواءُ وكأنه اربخَ من شدّةِ الرطوبةِ داخلَ الغرفة.
در آن شب سرد، به نظر میرسید هوا از رطوبت بالای داخل اتاق نمناک است.