محولا

🌐 ترانسفورماتور

این واژه می‌تواند شکل صرفیِ «محوّلًا» یا «مُحوَّلًا» باشد و معمولاً به معنای «تبدیل‌شده»، «منتقل‌شده» یا «ارجاع‌داده‌شده» به کار می‌رود. در عربیِ متأخر یا متون رسمی، ممکن است بسته به اعراب و جمله، معنای «به‌صورت تبدیل‌شده» یا «به حالت تبدیل» بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 چرخاندن

📌 دگرگون کننده

📌 ترانسفورماتور

📌 آداپتور

📌 مبدل

جمله سازی با محولا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دخل العاملان الورشة محولا الأيدي من شدة التعب.

دو کارگر در حالی که دست هایشان از شدت خستگی به هم پیچیده بود، وارد کارگاه شدند.

💡 أصبح الباريستا فنانًا في اللاتيه، محولا كل مشروب إلى تحفة فنية.

باریستا به یک هنرمند لاته تبدیل شده است و هر نوشیدنی را به یک اثر هنری تبدیل می‌کند.

💡 وقف الرجلان محولا النظر نحو الباب ينتظران وصول الخبر.

دو مرد ایستاده بودند و به در نگاه می‌کردند و منتظر رسیدن خبر بودند.

💡 عاد الطفلان إلى البيت محولا الثياب بعد اللعب في المطر.

دو کودک پس از بازی در زیر باران، در حالی که لباس‌هایشان را عوض می‌کردند، به خانه بازگشتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران