محفز

🌐 محرک

به معنی «انگیزه‌بخش، محرک، تشویق‌کننده» است؛ چیزی که باعث حرکت، ترغیب یا افزایش فعالیت می‌شود. در علوم و مدیریت هم به مفهوم «کاتالیزور / عامل محرک» نزدیک است.

صفت (adjective)

📌 تحریک کننده

📌 ماشه

📌 کاتالیزوری

📌 انگیزه دهنده

📌 با انگیزه

📌 انگیزه

📌 محرک

📌 تحریک شده

جمله سازی با محفز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وفر المدير بيئة عمل محفز ة ساعدت الموظفين على الابتكار.

مدیر، محیط کاری محرکی فراهم کرد که به کارمندان کمک کرد تا نوآوری کنند.

💡 مع ذلك، في كثير من الحالات لم يكن هناك حدث محفز واضح.

با این حال، در بسیاری از موارد هیچ رویداد محرک مشخصی وجود نداشت.

💡 تصبح بعض القصص محفز ًا حقيقيًا للأطفال كي يقرؤوا أكثر.

بعضی از داستان‌ها به انگیزه‌ای واقعی برای کودکان تبدیل می‌شوند تا بیشتر بخوانند.

💡 قدم المدرس محاضرة متواصلة، مشركًا الطلاب بمحتوى محفز طوال الوقت.

معلم یک سخنرانی مداوم ارائه داد و در تمام طول آن دانش‌آموزان را با محتوای محرک درگیر کرد.

💡 اللمس هو محفز فيزيائي يمكن أن يثير ردود فعل فورية لدى الكائنات.

لمس یک محرک فیزیکی است که می‌تواند واکنش‌های فوری را در موجودات زنده ایجاد کند.

💡 كان التشجيع المستمر محفز ًا قويًا له على تحسين أدائه الدراسي.

تشویق مداوم، انگیزه قوی برای او بود تا عملکرد تحصیلی‌اش را بهبود بخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران