محطات

🌐 ایستگاه‌ها

این واژه جمعِ محطة است و به معنی «ایستگاه‌ها» می‌باشد. محطات می‌تواند به انواع ایستگاه‌ها مانند ایستگاه قطار، ایستگاه اتوبوس، ایستگاه سوخت و مانند آن اشاره کند. این کلمه معمولاً برای چند محل توقف یا چند مرکز خدماتی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ایستگاه‌ها

📌 گیاهان

📌 پایانه‌ها

📌 ایستگاه

📌 توقف‌ها

📌 گیاه

جمله سازی با محطات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زار الفريق عدة محطات بحثًا عن أفضل مكان لخدمة الزبائن.

این تیم برای یافتن بهترین مکان برای خدمت‌رسانی به مشتریان، از چندین ایستگاه بازدید کرد.

💡 دعنا نعبئ الوقود هنا؛ الأسعار أرخص منها في محطات الطريق السريع.

بیایید اینجا بنزین بزنیم؛ قیمت‌ها از پمپ بنزین‌های بزرگراه ارزان‌تر است.

💡 تحتوي سيرة ذلك الفنان على محطات مهمة في حياته المهنية والإنسانية.

زندگینامه آن هنرمند شامل نقاط عطف مهمی در زندگی حرفه‌ای و شخصی او است.

💡 يستخدم السائقون هذا الجهاز لمعرفة مكان يف محطات الوقود أثناء السفر الطويل.

رانندگان در سفرهای طولانی از این دستگاه برای یافتن مسیر خود به پمپ بنزین ها استفاده می کنند.

💡 امتلأت محطات القطار بالمسافرين مع بداية عطلة نهاية الأسبوع.

ایستگاه‌های قطار در آغاز تعطیلات آخر هفته مملو از مسافر بودند.

💡 تحتاج محطات الوقود في هذه المنطقة إلى صيانة دورية بسبب كثرة الاستخدام.

پمپ بنزین‌های این منطقه به دلیل استفاده زیاد، نیاز به تعمیر و نگهداری منظم دارند.