محبسه
🌐 زندان او
«محبسه» میتواند به معنی زندان، حبسگاه یا محل نگهداری در بازداشت باشد. این واژه از ریشه «حبس» میآید و دلالت بر جایی دارد که فرد را در آن نگاه میدارند و آزادی رفتوآمد از او گرفته میشود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سلول زندان او
📌 محوطه آن
📌 افسارش
📌 حبس او
جمله سازی با محبسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شعر الرجل بالقلق عندما سمع أن محبسه يحتاج إلى صيانة وتحسين في ظروف الإقامة.
این مرد وقتی شنید که سلولش نیاز به تعمیر و نگهداری و بهبود شرایط زندگی دارد، نگران شد.
💡 عاد السجين إلى محبسه بعد انتهاء الزيارة القصيرة التي منحته بعض الراحة النفسية.
زندانی پس از این ملاقات کوتاه که به او کمی آرامش روحی بخشید، به سلولش بازگشت.
💡 كان محبسه بعيدًا عن المدينة، لذلك كانت الزيارات إليه مرهقة وتحتاج وقتًا طويلًا.
زندان او دور از شهر بود، بنابراین ملاقات با او طاقتفرسا و وقتگیر بود.