محاط

🌐 احاطه شده

یعنی «احاطه‌شده»، «دورگرفته» یا «پوشیده از اطراف»؛ این واژه برای چیزی به‌کار می‌رود که از همه طرف در میان چیزی دیگر قرار گرفته باشد.

صفت (adjective)

📌 احاطه شده توسط

📌 احاطه شده

📌 آسترکشی شده

📌 محصور شده

📌 پوشیده

📌 حصارکشی شده

📌 حلقه دار

📌 گردن

جمله سازی با محاط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقي المبنى محاط ًا بالحواجز الأمنية طوال النهار بعد الزيارة الرسمية التي شهدتها المدينة.

این ساختمان در تمام طول روز پس از بازدید رسمی از شهر، توسط موانع امنیتی احاطه شده بود.

💡 كان منزلها محاط بنهر متلألئ، مما عرض مناظر خلابة للطبيعة.

خانه او توسط رودخانه‌ای خروشان احاطه شده بود که مناظر نفس‌گیری از طبیعت را ارائه می‌داد.

💡 في الزاوية، استمتع بمشروبه وهو محاط بدخان السيجار الكثيف.

در گوشه‌ای، در میان دود غلیظ سیگار، از نوشیدنی‌اش لذت می‌برد.

💡 إرسا" قاسية شريرة، محاط فكرها" بكراهية عنيدة لا يمكن أن تحدد

ارسا بی‌رحم و شرور است، ذهنش را نفرتی سرسخت احاطه کرده که نمی‌توان آن را تعریف کرد.

💡 شعرتُ أن الطفل محاط بالرعاية والاهتمام من أسرته ومعلميه في المدرسة.

احساس می‌کردم که کودک در محاصره‌ی توجه و مراقبت خانواده و معلمان مدرسه‌اش است.

💡 كان المنزل محاط ًا بأشجار الزيتون، مما أضفى على المكان هدوءًا وجمالًا طبيعيًا رائعًا.

خانه با درختان زیتون احاطه شده بود که به آن مکان حس آرامش و زیبایی طبیعی فوق‌العاده‌ای می‌بخشید.

کلمات مرتبط